***
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد، با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر
گاهي خدا درها رو ميبنده و پنجره ها رو قفل مي کنه زيباست اگه فکر کني شايد بيرون طوفانه و خدا ميخواد از تو محافظت کنه . . .
بی یاد تو هرجاکه نشستم توبه جز یادتو دل به هرکه بستم توبه
***
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد، با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر
گاهي خدا درها رو ميبنده و پنجره ها رو قفل مي کنه زيباست اگه فکر کني شايد بيرون طوفانه و خدا ميخواد از تو محافظت کنه . . .

پ ن:زندگی جاریست به همان وسعتی که می بایست!پس دور از تمام بهانه جویی ها
ثانیه هایش را باید با اشتیاق زندگی کرد!
پ ن:فقط کمی دلخوشتر که باشی ابرهای پریشانی در تاروپود زندگی جان میدهند .
پ ن: تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من
یا رب زکرم برمن درویش نگر
برحال من خسته دل ریش نگر
هرچند نیم لایق بخشایش تو
برمن منگر بر کرم خویش نگر
پ ن: ازدیو ودد ملولم وانسانم ارزوست!
میلاد باسعادت رسول مهروخوبیها پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی(ص) مبارک![]()

بعد از هر دل اشفتگی واژه ها بر پهنای خیالات جاری میشوند اما
نمیدانم گلایه های معصومانه ی دلتنگی را به کجا ببرم وبا همین
واژه های سرریز از احساس گنگ چگونه بگویم اندم که کلمات
لابلای احساسی پژمرده از پیچ وتاب باز می ایستد!
من از نتوانستن ونبودن به نخواستن و بودن رسیده ام وهنوز اسیر دست ندانستنم !
خدای من گرچه نادانیم بسیار شده وگناهانم بی حد وحساب اما میان گرداب چه کنم ها
جز تو، کسی ندارم!
پ ن: ازماست که برماست!
اقا جان دوباره منم، همان هواییه همیشگیه کویت.
نیمه شب است ودلم هواخواه مهربانیتان !
دلنوشته هایم به مقصد شما تمامی ندارد گویا
چقدر دورم اینروزها ازصفای حریمت وچقدر دل اشفته از غمهای هزار رنگ.
به امید کرامت شما که سرخوان مینشینم عجیب پرمدعا میشوم!
مولای خوبم
گرچه بار گناهان وسنگینی وزنه ی غفلتها مرا بسوی نیستی میبرد.
اما هنوز تمام هستی ام یاد شماست و پناهگاهم صحن عشق!
بسوی شما گریخته ام مولاا
ضامنم شوید وپناهم دهید!
ما از خداي گمشده ايم
او به جست و جوست!
گاهي
به برگ لاله نويسد پيام خويش
گاهي
درون سينه ي مرغان به هاي و هوي
در خاكدان ما گوهر زندگي گم است
اين گوهري كه گم شده
ماييم يا كه اوست؟!

پ ن:
تولدت مبارک!


عالم همه قطره است و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
پ ن:دل من سهم طوفان حادثه ها نیست.پس برای رسیدن به ارامش نمیگریزم
بلکه به قلب این حادثه ها میزنم!